تبليغاتX
بیز تورکیز
تورک يني باخيش(تورک خالقینین بیر سوئیلنممیش سوزلری)

از ادبیات و فرهنگ عامیانه – تا فلسفه زبان
لالی امبلی
Herder , Johann Gottfried 1744 – 1803

هردر ، نویسنده ، فیلسوف زبان و تاریخ درآلمان، با عشق به گردآوری :ادبیات شفاهی، عامیانه،مردمی، و فرهنگ فولكلوری، میگفت كه جای ادبیات، همچون آثار جاودانی هومر، در كتابخانه و كتابفروشی نیست، بلكه در قلب و گوش مردم است. اوفرهنگ فولكلوری شفاهی را “صدای مردم در ادبیات“ نامید و خواهان یك جهانوطنی میهن پرستانه دمكراتیك در كوششهای روشنگرانه شد. نظرات او پیرامون: زبان،طبیعت، و تاریخ، بعدها تعثیر مهمی روی افكار جنبش رمانتیك ازخودبجاگذاشتند. اویكی از نظریه پردازان جنبش “ توفان و خشم“؛ یعنی جنبش شورش ادبی جوانان، در ادبیات كلاسیك آلمان بود.

وی با عشق به جمع آوری سیستماتیك ادبیات و فرهنگ درزمان خود، میگفت كه كیفیت آنان بدتر از ادبیات مدرن نیست . و برای نخستین بار به انتشار “گلچینی ازادبیات خلقها و جهان“ پرداخت، ادبیات شفاهی كه قرن ها درسایه ادبیات كلاسیك و “عروضی“ قرارگرفته بودند. هردر، بین ادبیات هنری و ادبیات طبیعی ،فرق قائل شد. ادبیات طبیعی درنظر او آینه احساسات خلق – و ادبیات هنری، محصول قوانین بوطیقایی اهل ادب هستند. و بااشاره به حقیقت بودن ترانه های مردمی،آنان را بخشی از حقیقت فرهنگی دانست. وی میگفت روشنفكر و خواننده باید صفات خاص فرهنگ هر خلقی را با احترام بپذیرد.

هردر با اشاره به سنت عصر روشنگری، روشنفكر را معلم خلق میدانست وبا انتقاد و تسویه حساب با تئوری های كلاسیك یونان باستان، خلاف سلیقه محافل فرهنگی حاكمان و دربار، وارد فعالیت های اجتماعی گردید. و میگفت كه انسان از نظر طبیعی با كمك زبان به موجودی اندیشمند تبدیل شده است و با كمك زبان: احساس، معنی، و عقل انسانی، به وحدتی برادرانه میرسند. اوزبان را تنها رسانه شناخت جهان برای انسان دانست. این ادعای او موجب آغاز تحقیق زبان در قرن 19 گردید . ودرقرن بیست، فلسفه تجزیه و تحلیل – وفلسفه ساختارگرایی، فلسفه زبان هردر را برای شناخت جهان مورد مركز توجهات خودقرار دادند. هردر میگفت كه فیلسوف نباید بلندگوی قشرحاكم، بلكه نماینده فرهنگی و فكری قشر روشنفكران باشد. برای او دیگر تحسین و تشویق اشراف مهم نبود بلكه نظر انتقادی همفكران درجامعه فرهنگی كه محدود به قشر و گروهی نبودند، مهم بود. او ایده تحولات تاریخی رادرادبیات می جست و نقش منتقدین ادبی را مهمترین نقش میان سایر روشنگران دانست . او، عقلگرایی انسان را به سبب قوانین منطقی طبیعت میدانست، چون انسان نیز در نظر او بخشی از طبیعت است .

هردر ازطریق كانت با روسو كه گفته بود تمام انسانها ازنظرطبیعی قادر به دسترسی به شناخت هستند، آشنا شد. غیر از روسو، كانت، هامام، لسینگ ، نیز روی روشنگری او تعثیر گذاشتند . وی درفرانسه شخصا با دیدرو و محفل دائرت المعارف نویسان آشنا شده بود.ازنظر ادبی او زیر تعثیر لسینگ و نینكلمن است و با اشاره به گوته ،گفته بود كه باید در ارزش گذاری نسبت به آثار شكسپیر تجدید نظر نمود. فلسفه تاریخ هردر باتكیه بر اسپینوزا، گرچه دارای عناصر ماده گرایی و جدلی است ولی درنهایت ایده آلیستی بجا ماند. او ضد فلسفه ذهنی فیشته و استتیك فرمالیسم كانت گردید.انتقاد او ازكانت باعث شد كه درمیان روشنفكران آنزمان طرد و تنها گردد و چون نظراتش نتوانستند درفلسفه سیستماتیك جایی بیابند، او اغلب به تكرار افكار فلسفی پیشین خود می پرداخت. او تئوری شناخت عینی و ذهنی كانت را بی اساس دانسته و به طرح آندو در یك “مفهوم طبیعی“ پرداخت. ازاین طریق او یكی از پایه گذاران رمانتیك نیز بشمار می آید؛ رمانتیكی كه بر ایده آلیسم آلمانی بناشده بود.

هردر، تاریخ بشر را جریان و پروسه ای زنده میدانست، پروسه ای كه در طول آن، انسان به بلوغ فكری میرسد. یكی از كشف های مهم عصر روشنگری این بود كه سیر تاریخ را محكوم به پیشرفت وترقی بحساب می آورد. تصور هردر ازترقی انسان، نه تنها درماهیت ماتریالیستی است، بلكه روشنگرانه نیز میباشد، گرچه او مثل غالب روشنفكران آلمانی زمان خود، مرحله رادیكال انقلاب فرانسه را رد می نمود. وبا تكیه بر ایده آلهای یونان باستان، مهمترین معیار انسان بودن را، انسانیت او دانست. هردر، غیر از تقاضای پیشرفت اجتماعی، صلح را برای نسل بشر غیرقابل اجتناب میدانست. مورخین چپ مینویسند كه “هردر“ گرچه متفكری است مذهبی، ولی وی از موضع ضد جامعه فئودالی و ضد نارسایی های سیاسی، دست به افشاگری زد. او نه تنها خواهان حق تعیین سرنوشت خلقهای مختلف جامعه بود، بلكه درصورت نیاز، جنبش انقلابی را قانونی بحساب می آورد. هردر پایه گذار اصول فلسفه تاریخ بشر نیز است. بعدها تاریخ گرایی رمانتیك و علاقه به سدههای میانه، با كمك نظرات او رونق گرفت . و هگل و ماركس مجبور شدند با رمانتیك های هوادار او به مبارزه بپردازند.

از جمله آثار هردر: پیرامون ادبیات جدید آلمان. جنگل های انتقادی، بحثی پیرامون آغاز زبان، صدای خلق ها در ترانه های مردمی، ایدههایی پیرامون تاریخ انسانیت، درباره اشعار خلقهای قدیم، پیرامون ادب و هنر آلمانی، نظراتی درباره فلسفه و تاریخ بشر، نامه هایی برای تقاضای انساندوستی، سید یا بازتولید حماسه قرون وسطایی از اسپانیا. مجموعه آثار 45 جلدی هردر بین سالهای 1803 و 1744 درآلمان منتشر شدند.

پیرامون بیوگرافی او میتوان گفت كه یوهان گاتفرید هردر- بین سالهای 1744 تا 1803 درآلمان زندگی نمود . او غیر از ادبیات كلاسیك یونان كهن و ادبیات جدید آنزمان آلمان ،در دانشگاه به تحصیل : ادبیات، فلسفه، و الاهیات پرداخت و در شهر فرهنگی وایمار در شرق آلمان، با كمك گوته شغلی در دربار حاكم آنزمان یافت . امروزه هردر را یكی از فیلسوفان زبان در اروپا بشمار می آورند.

gouli@noavar.com
www.yenises.org

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 19:17  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

  • کتاب دده قورقود:

 

کتاب دده قورقود که از شاهکارهای ادبی-فولکوریک جهانی است،از یک مقدمه و 12 داستان تشکیل شده است.داستانها به نثر و نظم نوشته شده است و در خلال آنها انواع مختلف آثار ادبی شفاهی مانند بایاتی،نغمه،ضرب المثل و حتی مرثیه دیده میشود.اثری حماسی است و هر کدام از داستانها درباره دلاوریها و ماجراهای دل انگیز یکی از قهرمانها ساخته شده است.معهذا هر 12 داستان با یکدیگر نیز ارتباط دارند.در این داستانها جسارت و مردانگی و قهرمانیها و عادات و معیشت و عقاید ترکان اغوز شرح داده شده و وطن خواهی و مهمان دوستی و محبت مادر و فرزند و حرمت زنان و خصلتهای انسانی ستوده شده است.داستانها از قسمتهای منثور و منظوم تشکیل شده و نثر داستانها ساده و به زبان مردم است.اشعار داستانها در حدود دو هزار بیت است و سی در صد کتاب را تشکیل میدهد.این اشعار را اوزانها (شعرای خلق که امروز به آنها عاشیق میگویند)سروده و همراه ساز آنها (قوپوز) با آهنگهای آذری خوانده میشود.دو قسمت نثر و شعر داستانها به دنبال یکدیگر میایند.این داستانها مانند آئینه ای تمام نما فرهنگ عامیانه یا فولکلور این اقوام را در طول تاریخ نشان میدهد.

مقدمه کتاب بعدا و به قلم گردآورنده داستانها نوشته شده و نثر آن با متن داستانها متفاوت است.نویسنده کتاب و تاریخ آن معلوم نیست.ظاهرا کتاب در نیمه دوم قرن 15 تدوین شده است،ولی تاریخ و وقایع داستانها قدیم تر است.خود اینجناب با در نظر گرفتن تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده ام که این داستانها در آذربایجان و شرق آناطولی و با الهام از وقایع تاریخی ساخته شده است.منتها ریشه آنها تا آسیای میانه میرسد.از نظر خصوصیات زبانی مربوط به زمانی است که هنوز ترکی آذربایجانی از ترکی آناطولی جدا نشده بود.یعنی،همانطور که در مقدمه کتاب ذکر شده به لهجه اغوز نوشته شده است(کتاب دده قورقود علی السان طایفۀ اغوزان)معهذا بیشتر ویژگیهای ترکی آذری در مرحله تشکیل

را در خود حفظ کرده است.اسامی جاهائیکه بعنوان محل وقوع حوادث و داستانها آمده (گنجه،بزدعه،قلعه الینجه،گویجه گولی یا دریاچه گویجه،درشام و دربند) مربوط به آذربایجان است ولی از شهرهای شرقی آناطولی (طرابزون،بایبورد و ماردین) هم بنام شهرهای همسایه کافر یاد شده که میتواند درباره تاریخ وقوع حوادث نیز اطلاعات تقریبی بما بدهد.با این ترتیب این وقایع مربوط به زمانی است که هنوز این شهرها از طرف ترکان سلجوقی (اغوزها) فتح نشده  و سکنه شان بدین اسلام درنیامده بودند،یعنی قرن 12 میلادی و یاقبل از آن.به نظر پروفسور و.و.بارتولد مستشرق معروف روسی که عمری را در تحقیق دده قورقود گذرانیده و همچنین پروفسور م.ارگین استاد ادبیات ترکی دانشگاه استانبول ،حوادث اصلی داستانها در آذربایجان رخ داده است.

از این اثر دو نسخه خطی یکی در کتابخانه درسدن آلمان و دیگری در کتابخانه واتیکان موجود است.نسخه واتیکان بعدا پیداشده و ناقص است.هر دونسخه به حروف عربی نوشته شده است.کتاب دده قورقود به زبانهای مختلف ترجمه و چاپ شده است.در ترکیه و جمهوری آذربایجان هم عین کتاب و هم به حروف لاتین و سیریلیک به دفعات چاپ شده و مورد بررسی علمی دانشمندان اروپایی (دیتس و فیشر) و روسی (بارتولد) و ترکیه(اورخان شائق،محرم ارگین) و آذربایجان (حمید اراسلی،دمیرچی زاده،جمشیدوف)قرار گرفته است.

در ایران سهند(ب.قراچورلو)شاعر فقید آذربایجان داستانها را به شعر سروده و قسمت اول آن را علی رغم ممنوعیت رژیم پهلوی در دوجلد بنام سازیمین سوزو (سخن ساز من)چاپ کرده است.بعد از انقلاب کتاب دده قورقود با املاء امروزی از طرف م.ع.فرزانه چاپ شده و در مجله وارلیق نیز اینجناب دو مقاله درباره دده قورقود نوشته ام.(دکتر جواد هیئت، ادبیات شفاهی خلق اذربایجان،وارلیق،تابستان 1360)

ترجمه فارسی دده قورقود نیز از ترجمه های انگلیسی و امریکایی به نامهای بابا قورقود و حماسه دده قورقود چاپ شده است(بابا قورقود ،جفریل ویس،ترجمه فریبا عزب دفتری و محمد حریری اکبری،نشر ابن سینا،تبریز 1355) و (انار،حماسه ددهقورقود ، ترجمه ابراهیم دارابی ،نشر نوپا،تهران،1355)

دده قورقود که این کتاب به نام اوست و در همه داستانها حاضر بوده و در اخر هر داستان وارد صحنه میشود و داستان را با سخنان نغز و پند آمیز خود به پایان میرساند یکی از اوزان ها و در عین حال ریش سفید و دانا  و مصلحت اندیش قبیله اغوز است.

دیتس ، دانشمند آلمانی ، ترجمه داستان تپه گوز (هیولای یک چشم)را به آلمانی منتشر ساخته و آن را با اودیسه هومر مقایسه کرده و نظر داده است که هومر در سرودن اودیسه از این داستان کهن که بعدها در بخشی از کتاب دده قورقود جای گرفته بهره جسته یا دست کم از مضمون آن باخبر بوده است.در داستانهای دده قورقود زنان منزلتی بالا و همطراز با مردان دارند.در این داستانها خانواده تک زوجی(مونوگام) است و یکی از راه و رسم انتخاب همسر هماورد بودن دختر و پسر در اسب سواری و تیر اندازی و و شمشیر زنی  و کشتی  و جنگاوری است.

از نظر دستوری دده قورقود در حدود 90 درصد با زبان معاصر آذری مطابقت مینماید.در ضمایر و قیود و حروف ربط در طول هشتصد سال سیر تکاملی ،بعضی تغییرات پدید آمده است،بعضیها متروک و بعضیها هم هنوز عینا بکار میرود.مثلا "بن" به "من" ،"قانقو" به "هانگی"، قاچان به "هاچان"،"اول" و "شول" به "او"(اغلب این واژه ها تا اواخر قرن 18 نیز در آثار شعرا بکار میرفت.) "بیرله" به "ایله"، "کیبی" به "کیمی" و "آوه ت"تبدیل به بلی (عربی) شده است.

از نظر لغوی نیز کما وبیش تفاوتهایی با زبان معاصر در آن دیده میشود.لغات خارجی هم بسیار کم دارد  مثلا در تمام کتاب 350 کلمه عربی و 136 کلمه فارسی هست که اغلب اصطلاحهای مذهبی و جنگی است.کلمات ترکی یا عینا در زبان امروزی بکار میرود ،یا تغییراتی در آنها رخ داده، و یا اینکه بکلی متروک شده اند.

در دده قورقود کلمات مترادف زیاد، و اغلب با هم بکار رفته است.در بعضی جاها کلمات مترادف هر دو ترکی ولی مربوط به لهجه های مختلف است.مانند"ائت،قیل=بکن"و"دئه،سؤیله،آییت،دگیل=بگو""اسن،ساغ=سالم"،"قیزیل،

آلتون=طلا"و"گئتمک،وارماق=رفتن"و"ییگیت،آلپ،جلاسون،آره ن،اؤوره ن=قهرمان"،"یاقشی،یاخشی،ائیو،ییک=خوب"و"توی،دوگون=عروسی" و نظایر اینها.در برخی موارد یکی از کلمات مترادف ترکی و دیگری عربی یا فارسی است که با هم بکار رفته اند مانند:آغیر و عزیز،یازی و یابان،اوچماق و بهشت،ایاق و صراحی ،ساواش و جنگ ،تانری و الله، و نظایر اینها.

این قبیل کلمات نشان میدهد که اولا زبان دده قورقود زبان خالص قبیله اغوز نیست بلکه امیخته ای از زبانهای قبایل اغوز و قبچاق و ترکان شرقی است،یعنی زبان ترکی آذری در مرحله تشکیل است و بکار بردن کلمات عربی و فارسی با کلمات مترادف ترکی نشانگر آن است که در این دوره کلمات عربی و فارسی تازه وارد زبان مردم شده و هنوز برای همه قابل فهم نبوده و لذا همراه با کلمات هم معنای ترکی بکار رفته است.این قبیل کلمات که بیشتر از راه نفوذ دولتی و مذهبی و عرفان و ادبیات وارد ترکی شده بعد از مدتها جای کلمات ترکی را گرفته و در دوره های بعدی مستقلا بکار رفته است.

از :دکتر جواد هیئت،سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی،نشر پیکان .

 

http://yeni.persianblog.com

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 7:8  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

نصير باکويی:

اين شاعر در اواخر قرن ۱۳ و اوايل قرن ۱۴ ميلادي در باكو بوده و با غازان خان و سلطان محمد الجاتيو معاصر بوده است.اولجاتيو بعد از انكه به جاي برادر به تخت نشست به باكو رفت و اهالي ان را از بعضي مالياتها معاف و اباداني كرد.نصير باكويي به اين مناسبت مخمس زير را سرود كه از نظر نمونه زبان تركي اذربايجاني نقل ميشود:

زار كؤنلوم! تانرينا قيلغيل ثنا ايمان ايلن
بولدو رؤونق دين و ايمان طاعت-ى سوبحان ايلن
طاعت-ى سوبحان بيزه فرض اولدو جسم و جان ايلن
شوكر اولا شول حاققا كيم بىمونتها ائحسان ايلن
سرفراز ائتدي بيزي اولجايتو تك سولطان ايلن


ترك ائديب شيرك و چليني٫ گلدي تانرينغا طرف
دين-ى ايسلامي قبول ائيله دي اول خير الخلف
يئنگي ايسلام بولدو٫ وئردي دين-ى ايسلامغا شرف
اولدو كينه اوخونا ايسلامين اعداسي هدف
ياندي نئيران-ى حسدده آتش-ى سوزان ايلن


شفقت-ي عدل ايله آچقاي مولك-ى ايسلامغا ليوا
بولدو قوووت دؤولت و دين-ى موسلمان برملا
لوطفونو هر بير مكاندا ائيله دي بذل و عطا
بيزه ده فئيضيني شاميل قيلغان اول خان-ى سخا
هيممتين گلتوردو ايظهارا سر و سامان  ايلن


شهريميز نففاته آدين گرچه آلغاي خلق آرا
شيمدي زرخاني بولوپ بولغاي قاموسوندان روا
پرتوو-ي مئهر-ى جلادان وئردي باكويا جلا
گئتدي ظولمت٫ بولدو رؤوشن  دين و دؤولت موطلقا

سايه-يى عدل-ى شهنشه مولكو دربان ايلن

 

پادشاه-ى كيشور-ى مئهر و عدالت برقرار

كيشور-ى بيچارگانا لوطفونه قيلغاى گوذار
تيغ-ى نوصرتين موخاليف سددينه چكدي حيصار
ائيله دي مغلوب اولان اعدا يئريني فرق-ى دار
باطيلي باطيل٫ حاقي حاق ائيله دي قورآن ايلن

 

سلطنت تختينه يئتگج عقل و تدبير ائيله دى

آيه-يى عدلى بيانا چكدى٫ تقرير ائيله دى

طرح-ى مئعمارى تؤكوب ويرانى تعمير ائيله دى

هيممت-ى شاهانه سى هر يئرده تكثير ائيله دى

خانه لر آباد قيلدى امر ايلن٫ فرمان ايلن


 

ايسم-ى پاكىدير خودابنده٫ اؤزو هم بنده دير
كؤوكب-ى ايقبالي عالي٫ طاليعي فرخونده دير
شؤوكتيندن هر قيه دوشمنلري شرمنده دير
بؤيله بير عالي هيمم سولطان-ى عاديل قاندادير؟
هر زمان مشغول بولسون مولكده عومران ايلن


تيغ-ى عالمگير ايله فتحيني مورداد ائيله دي
قاندا موشريك بولديسا ايسلاما مونقاد ائيله دي
روح-ى آبغون خاني ياد-ى خئير ايله شاد ائيله دي
الحق اول شاه-ى جهان شاهلار آرا آد ائيله دي
فتح-ى بي آرام ايلن٫ هم لوطف-ى بي پايان ايلن


بايراق-ى ايسلامي اعلا قيلماغا آماده دير
داد ائدر كيم داد قيلسا٫ دادا چون ديلداده دير
بي نصيب اولماز او كس كيم پايينا اوفتاده دير
آفرين اول شاها كيم حققا هولاكوزاده دير
زرده حاتم٫ زوردا همتاىدور خاقان ايلن


مؤحترم بولغاي مساجيد هم زييارتگاهلار
پايمال اولغاي قامو بوتخانالار٫ گومراهلار
آچيليب خالقين اوزونه باغلي قالقان راهلار
فخر ائلر بو شاه ايله الحق گدالار٫ شاهلار
حؤكمونو جاري قيلير ايران ايلن٫ توران ايلن


نامينا كيشورگوشاليق يازدي ازلدن دبير
حيفظ ائده ظل-ى عينايتده خوداوند-ى قدير

شهريميز بير آسوماندير٫ شاهيميز ماه-ى مونير

شول هونر ماهينى ائيلر مدح٫ باكويى نصير
هر زمان چيني كؤنولدن طبع-ى دورر افشان ايلن

ترجمه:
اي دل زار من خدايت را با ايمان سپاس دار/دين و ايمان با اطاعت سبحاني رونق يافت/طاعت سبحان از جان و دل بر ما واجب شد/شكر و سپاس خداوندي را كه با نهايت احسان/ما را به وجود اولجاتيو سر افراز كرد/شرك و ساغر را ترك نموده بسوي خداوند امد/دين اسلام را آن خير الخلف پذيرفت/تازه به اسلام گرويد به اسلام مشرف شد/دشمنان اسلام هدف تير كينه قرار گرفتند/ و در جهنم حسد به اتش كينه سوختند/از عدل و شفقت در ملك اسلام لوايي بر افراشت/قوت دولت و دين مسلمان اشكار شد/از لطف خود در هر جا بذل و عطا نمود/ان خان سخا فيض خود را شامل ما هم نمود/اظهار همت او به ما سر و سامان داد/اگرچه نام شهر ما نفاته بود در نزد خلق/اكنون از ديگر شهرها فراتر رفته و زر خاني خان زر گرديده/از پرتو مهر جلا باكو جلا يافت/ظلمت بر رفت دين و دولت بروشنايي مطلق رسيد/تيغ نصرتش به سد مخالف حصاري كشيد/جاي دشمنان مغلوب را در بالاي دار قرار داد/با قران حق را حق و باطل را باطل نمود/اسم پاكش خدا بنده و خودش هم بنده است/كوكب اقبالش عالي و طالعش فرخنده است/از شوكت او دشمنانش شرمنده اند/چنين پادشاه با همت عالي در كجا ديده شده/كه هر زمان مشغول عمران و آبادي در ملك است/در مرداد با تيغ عالمگيرش فتح نمود/
هر جا مشرك بود بانقياد اسلام در اورد/با ياد خير روح ابغون خان را شاد كرد/الحق آن شاه جهان در ميان شاهان نام اور شد/با فتح بي ارام و لطف بي پايان خود/براي اعتلاي پرچم اسلام اماده است/هر كه داد بخواهد دادش را ميدهد چون دلداده داد است/كسيكه به پاي او بيافتد بي نصيب نميماند/آ فرين بر آن شاهيشكه الحق هلاكو زاده است/در زر همتاي حاتم و در زور همتاي خاقان است/مساجد و زيارتگاهها را محترم ساخت/همه بتخانه ها و گمراهان پاي مال شدند/راههايي كه بروي مردم بسته بود باز شد/الحق با اين پادشاه گداها  و شاهان افتخار ميكنند/حكمش را در ايران و توران جاري ميسازد/ديروز از روز ازل بنام او كشور گشايي را نوشت/خداوند توانا در سايه عنايت خود او را حفظ كند/شهر ما اسماني است و شاه ما ماه منير/نصير باكويي آن شاه هنر را مدح ميكند/هر زمان از ته دل با طبع در افشان/

در اين شعر علاوه بر انكه كلمات كتاب دده قورقود مانند شول(او) بولدي(شد) قمو(همه) قنده (كجا) بكار رفته است لغات و ويژگيهاي گرامري تركي شرقي هم بيشتر جلب توجه ميكند مانند:اسلامغا آچكاي آلغاي بولغاي و يئنكي.علت اين امر مهاجرت تركان شرقي (اويغور) با مغولها به اذربايجان و اميزش لهجه انان با لهجه هاي اغوز -قبچاق براي تشكيل زبان تركي اذربايجاني است.
منبع:سيري در لهجه هاي تركی

نسخه کامل شعر از آقای مهران بهاری دريافت شد.

به منظور حفظ نظم و پيوستگي مطالب مربوط به ادبيات ترك ٫ بخش ترانه هاي تركي به وبلاگ جداگانه ای به نام kral رجوع كنيد.

 

http://yeni.persianblog.com

 

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 7:7  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

قاضی ضریر:

مصطفی ضریر فرزند یوسف از بزرگترین شعرای آذری قرن چهاردهم میلادی است.در ارزروم به دنیا آمد و چون کور مادر زاد بود لقب ضریر انتخاب کرد.او با استعداد و حافظه فوق العاده ای که داشت زبان و معارف اسلامی را در حد عالی فرا گرفت و قاضی شهر شد.به سبب اشعارش،غیر از آسیای صغیر، در سوریه و مصر نیز شهرت به هم رساند.در 1377 (779هجری) به مصر رفت و در دربار ترکان مملوک به حضور ملک منصور علی راه یافت و مدتی مقرب و مونس سلطان بود و به خواست وی سیرت نبی را به ترکی ترجمه کرد.این اثر به شعر و نثر است و در مقدمه آن چنین مینویسد:

بو کتاب کیم رسولون سیرتی کتاب دیر،عرب دیلیندن تورک دیلینه نه سبب دن ترجمه اولدو غونی بیلدورور.ضریر آییدور:اول ییل ایچینده کیم رسولون هجرتینه یدی یوز یئتمیش دوقوز اولمیشیدی ضریره مصر سفری روزی اولدی.چون مصر شهرونه گلدی دیله گی اول ایدی کیم مصر ملکینه یئتیشه،ملوک حضرتینه یول بولا،یا سلطانلار صحبتینه لایق اولا...مسکن ضریر فقیر حقیر ،اول سعادتلو ملکون صحبتینه،سوز سویله مک سببدن یول بولدی.کلمات برکاتیندان اول حضرته تقرب حاصل اولدی.زیرا گوز سوز کیشی نون اگرچه گوزی یوخدور و گورکی اوکسوکدور،اما حافظه قاتی اولور.سوزی کونلونده جمع ائیله مگه قوتی اولور.ضریر سوز سؤیله ییجک داتلو سؤیلردی قوتلو،معرفتلو سؤیلردی.نظم و نثر سؤیله مکده عبارتی خوبدی،خلایق آنون سؤزینی دینله مگه عظیم رغبت ائدرلردی.بیش ییل اول پادشاهون حضرتینده ضریر،هر گئجه مجلس ائیله دی.

 

ترجمه:

این کتاب که کتاب سیرت رسول است سبب ترجمه ی آنرا از عربی به ترکی بیان میکند،ضریر میگوید:در سالی که از هجرت رسول 779 گذشته بود سفر مصر نصیب ضریر شد.وقتی به مصر آمد میخواست به حضور شاه مصر برسد و لایق صحبت سلاطین باشد.وقتی به مصر آمد میخواست به حضور شاه مصر برسد و لایق صحبت سلاطین باشد.ضریر مسکین ،فقیر حقیر،به سبب سخن گفتن به صحبت آن پادشاه سعادتمند راه یافت و از برکات کلمات به آنحضرت تقرب حاصل نمود زیرا آدم نابینا اگرچه کور است و بینائی کم دارد ولی حافظه اش قوی است و میتواند کلمات را به خاطر بسپارد.ضریر وقتی سخن میگفت سخنانش شیرین و قوی و با معرفت بود.عبارت او در نظم و نثر خوب بود.مردم برای شنیدن سخنان او رغبت عظیم نشان میدادند.ضریر پنج سال در خدمت آن پادشاه هر شب مجلس داشت.

 

سپس از زبان پادشاه چنین میگوید:

گل ای گؤز سوز، منه بیر سیره سؤیله

کیم آندا صورت و هم سیرت اولسون

هم آندا علم آنیلسون عدل انیلسون

ایچینده معنی و معرفت اولسون

بیزه اگلنجه اولسون دینله مکده

یوره گوموزه داخی قوت اولسون

 

ترجمه:بیا ای نابینا سیره ای برای من بگو/که در آن هم صورت و هم سیرت باشد/در آن از علم و عدل یادی به میان آید/در آن معنی و معرفت باشد/در مواقع گوش دادن سرگرمی باشد/و برای دلهایمان هم قوت باشد.

 

ضریر سیرت نبی را در سال 1388(=790 هجری قمری) تمام کرد ولی در این موقع ملک منصور مرده بود.ضریر بعدا به حلب رفت و در آنجا تاریخ فتوح الشام را به نام امیر چولپان نایب الحکومۀ حلب،از  عربی به ترکی ترجمه نمود.

اولین اثر ضریر منظومه مثنوی قصه یوسف است که با وزن فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلات در 2120 بیت سروده است و در بین قطعات مثنوی غزلهایی به چشم میخورد.مثلا از زبان زلیخا چنین آمده:

بودور اول عشقیله کونلوم اگله ین

                   جانوم ایچینده کی سلطانوم بنوم

 بودور اول کونلو مو یغما ائیله ین 

                   جانوم اولسون اونا قربانوم بنوم

بودور اول سلطان خوبان جهان

                   کیم بنه گوستردی سبحانوم بنوم

 

ترجمه:

این است آنکه با عشقش دلم خوش است/در جانم سلطان من است/این است آنکه دل مرا یغما کرده/جان به قربان او باد/این است آن سلطان خوبان جهان/که خداوند سبحان به من نشان داد.

 

بعد به مثنوی ادامه میدهد:

 

قصد قیلدی پنجره دن کند وزین       

                   کیم سالایدی یوسف آردینا اوزین

تُوردی یئریندن نگار آشفته وار

                   کندوزین قیماق دیلردی آشکار

تایالاردو تدیلر اول دم دلبری

                   عاشق اولانلاردان  اولور دل بری

 

ترجمه:

قصد کرد که خودش را از پنجره /به دنبال یوسف بیاندازد/نگار آشفته احوال از جای برخاست/و آشکارا قصد جان خود میکرد/دایه ها در آن دم دلبر را گرفتند/میدانید که عاشقان از دل بری هستند(دل از دست داده اند)

 

در قسمت آخر، داستان ازدواج یوسف و زلیخا بدینسان شرح داده شده:

 

دوز دولر گردک ایچون کؤشک و سرای        

          رقصه گلدی ارقامویوخسول وبای

هر یانا دان دوز دیلر رقص سماع

                   هم زلیخا-یوسف ائده اجتماع

 

ترجمه:

برای (حجله عروس) قصر و سرای ساختند/همه مردان از فقیر و غنی به رقص درآمدند/در هر طرف رقص سماع برپا ساختند/تا یوسف و زلیخا اجتماع کنند.

 

در آخر منظومه تاریخ نگارش آن 768 هجری بیان شده است.

مهمترین اثر ضریر سیرت نبی است و همانگونه که گفته شد از قسمتهای منثور و منظوم تشکیل شده و نثر آن ساده و طبیعی است.کلمات آن از زبان مردم گرفته شده و بهترین نمونه نثر ترکی آذری در قرن چهاردهم است.زیباترین قسمت منظوم درباره مولود نبی است که بزودی در آسیای صغیر و بالکان و در میان ترکان رواج یافته و برای نوشتن "مولودها" سر مشق قرار گرفته است.

هیچیک از سه اثر ضریر هنوز چاپ نشده و نسخه های خطی آن در کتابخانه دانشگاه استانبول موجود است .در اشعار و نثر ضریر هم کلماتی مانند :

اوش(حالا،اینک) ،کندو (خود)،گرده ک(حجله عروس)،قوتلو (مبارک)، آییدور (میگوید)،قاتی (قوی)، و غیره دیده میشود که در ترکی معاصر متروک است.

همچنین به لغاتی برمیخوریم که با تغییرات فونه تیک تلفظ آنها تغییر یافته است.مثلا  ییل(سال)،یوره گ(دل)،اول(او)،توردی(برخاست و ایستاد)،داتلو(شیرین و با مزه)دوتدیلر(گرفتند)،قامو(همه) که امروزه به ترتیب"ایل،اوره ک،او،دوردی،دادلی،توتدولار و هامی" گفته میشود.

                                    http://yeni.persianblog.com

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 7:1  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

یئرسیز اولمایان بیر شعیر!!! (کسمنلی نین دویغولو و آنلاملا دولو بیر شعری):

 

بهانه‌سيز گئت

گئتمك ايسته‌ييرسن بهانه‌سيز گئت

اوياتما مورگولو شيرين خاطيره‌لري

سسين همان سسدير باخيشين اوگئي

گئديرسن سسينده ياد اولسون باري!

 

من سنين عشقينده آيا اولدوزا

اوركدن ديلكدن چاتماق ايسته‌رم

مين- مين سعادتي بويون‌باغي تك

سنين بوينونا آسماق ايسته‌رم

 

ياشاييم يوز ايلده ميليوندا مين‌ده

حياتيم بيته‌جك همان او گونده

بيليرسن گؤزلرين درينليگينده

بوغولماق ايسته‌رم باتماق ايسته‌رم

 

يوللار تك دؤشه‌نيم آياقلارينا

سنه يالواريم‌مي بو مومكون دئييل!

قويمارام قلبيم تك ووقاريم سينا

آلچاليب ياشاماق عؤمور گون دئييل!

 

دئميره‌م سن اوجا بير داغسان اگيل

دئميره‌م علاجيم قاليبدير سنه

نه سنده محبت قارا پول دئييل

نه من ديلنچي‌يم ال آچيم سنه

 

گئتمك ايسه‌ييرسن نه دانيش نه دين

يوخ اول اوزاقلار تك دومان‌دا چن‌ده

نه‌ييمي سئوميشدين دييه بيلمه‌دين

ايندي ايسه مين عيب گؤرورسن منده!

شعر:

نصرت كسمنلي     http://www.yalniz-atila.blogfa.com

 

 

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 6:58  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

فارسیستاندان بیلیم اوچون ثرّیایا گئده جکلرمیش، یوخسا شیعه اولمایانلار فارس اولاراق جهّنم مه گئده جکلرمیش
ایشیق سؤنمز

الده اولان قایناقلارا گؤره حضرت محمد اسلام آدینا ظهور ائتدیکدن سونرا اینسانلار و توپلوملار آراسیندا یالنیز اینسانلارین اللها اینانمالارینی، حرام و حلال تانیدیقلارینی باشقا اینسانلاردان فرقلندیرمگه چالیشمیشدیر. دئییشلره گؤره حضرت محمد حبشین قارا قولو ایله اؤزو باغلی اولان قرئیش عشیرتی اینسانلاری آراسینداکی هئچ بیر فرق گؤرمز ایمیش. اونون نظرینده یالنیز هر بیر کس اللها اینانیرسا، عزیز ساییلارمیش. بیلیم مسئله سینه گلدیکده گئنه او هئچ بیر خالقین دیل و مدنیت باخیمیندان اوستون اولدوغونو ایفاده ائتمه میش. او زامان یوناندا بیلیم یوکسک اولدوغونا باخمایاراق حضرت محمد یونانلاردان دا هئچ بیر آد آپارمامیش. او یالنیز علم هاردا اولارسا و باشاردیقجا علم اؤیرنمه نی اؤز امتی اوچون یاخشی دئیه ایفاده ائتمیشدیر. حضرت محمدین ایفاده لری بونلاردیر:

1-اطلبوا العلم ولو بالصین (بیلیم اؤیره نین حتی چینده ده اولسا. حضرت محمد چین چوخ اوزاق اولدوغو اوچون بو ایفاده نی بیان ائتمیش).
2- طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه (بیلیم اؤیرنمک بوتون مسلمانلارا واجیبدیر)
3- اطلبوا العلم من المحد الی الحد (بئشیکدن مزارا گئدن گونه دک بیلیم اؤیره نین).

بیلیم اوزره حضرت محمدین دئدیکلری بو ایفاده لره باخمایاراق فارس راسیستلیگی بوگون کئچمیشده کی فارس شعوبیه چیلری نین جعل ائتدیکلری ایفاده لری حدیث دئیه ایران ممالیکی محروسه سینده گونون سیاستینه داشیماغا چالیشدیغینا تانیق اولوروق.

شعوبیه کیملردیر؟

عربلر اورتا آسیایا دک ایسلامیتی یایدیقلاریندان و یئرلی خالقلار ایسلامیتی قبول ائتدیکلریندن سونرا زامان گئدیشی ایله امویلر عرب خلیفه لیگی نی سلطنته (موروثی) چئویره رک یئرلی اینسانلار و عربلر آراسیندا ناراضیلیغا ندن اولدولار. بئله لیکله یئنی سیاسی قوروپلاشمالار اورتایا گلدیلر. اونلارین ایچینده اصلیتلری عرب اولموشلار دا او جمله دن ابومسلم خراسانلی یئر آلیردی. بو قوروپلاشمانین ایچینده موختلیف ادبی و فرهنگی آخینلار دا یئر آلیردی. اونلارین بیر سیراسی عربلری سئومدیکلری اوچون هر شئیی یئنیدن قرائت ائتمگه باشلامیشدیلار. زامان گئدیشی ایله عرب سلطنتچیلیگینه و ایمپراتورلوغونا اولان دوشمنلیک عربلره یؤنلمیش اولدو. بئله لیکله بوگونکو فارس راسیستلری نین فخری ساییلان ابولقاسم فردوسی عربلره قارشین اؤز اؤدونو قوسماغا باشلادی:

“ز شیر شـتر خـوردن و سـوسمـار
عرب را به جایی رسیده است کار
کــــه تــاج کــــیـانــی کــــنـد آرزو
تفــو بـر تـو ای چـرخ گـردون تـفـو”

شعوبیلرین چوخونلوق اولدوغو یئرلر کئچمیشده بؤیوک خراسان ولایتلرینی (بوگونکو ایران خراسانی، افغانستان و تورکمنیستانین بیر بؤلومونو) ایچرمکده ایدی. دئمک، فارسلارین تاپیندیقلاری فردوسی ده شعوبیه ایجماسینا باغلی ساییلیردی. بونلار ساده اینسانلار دئییل، بو گونکو باخیشلا دئییلیرسه، او زامانکی ناراضی فارس ائلیتینی ده ایچرمکده ایدی. ائلیت دئدیکده دینی مسئله ایله تانیش اولان ناراضی روحانیلر ده بو حرکت ایچینده بارینمیشلار (یئر آلمیشلار). بئله لیکله عرب عونصورونا قارشیت فارس پارامئترلری کیچیک محفللر بیچیمینده اولوشماغا باشلامیش. او جمله دن حدیث جعل ائدیلمیش. یئری گلمیشکن آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی نین کئچمیش تاریخی اولایلاری بیر داها فارس شعوبیه چیلرینه آشیلاماغینا دیققت ائدک، اوخویوروق:

” رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در مسیر اسلام به نقطه‌ای رسیده‌ایم که ایران به پایگاه مهمی برای اشاعه مکتب اهل‌بیت تبدیل شده و در این زمینه باید به کار رازی و ایرانی‌ها و فارسی‌زبان‌هایی که این کار را انجام داده‌اند نگاه کنیم. …. هاشمی رفسنجانی از دیگر اشکالات واقعی بعد از پیامبر را ظلم نسبت به موالی دانست و اظهار داشت: کسانی به خاطر اینکه قرآن به زبان عرب آمده بود خود را جریان ممتاز با حقوق اضافی می‌دانستند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: آنان موالی را به عنوان شهروند درجه دو می شناختند که قرآن آن را نفی کرده است. وی ادامه داد: از رازی می‌پرسند چرا تفسیر را فارسی نوشته‌اید می گوید من فارسی را مقدم بر عربی می دانم ، یکی از نکات مهم همین فارسی نویسی بود چرا که اعراب می‌گفتند غیر متن عربی نباید متن دیگری از قرآن باشد. هاشمی رفسنجانی گفت: قرآن، زبان فارسی و تشیع در ایران سه محور اصلی کار رازی است. “(1).

اوسته کی پاساژداکی قالین یازیلمیش کلمه لرین ایچریکلری اوزره دوراقلادیقدا “فارس شعوبیه چیلیگی” اورتایا چیخمیش گؤرونور.

حدیث جعل ائتمه لره گلدیکده بو مسئله یالنیز فارس شعوبیه چیلری اوچون دئییل، عرب توپلوملاریندا دا فارسلار علیهینه حدیثلر جعل اولورنورموش. بو مسئله یه ده ایشاره اولوناجاقدیر.

بیلیندیگی کیمی جمهوری ایسلامی حکومتی نین مرکز بانکی (بانگ مرکزی جمهوری اسلامی ایران) محمد پیغمبرین آدیندان فارسلارین ذکاوتینه داییر بیر جعلیاتی حدیث دئیه 5 مین تومنلیک (50000 ریالی) پوللارین آرخاسینا نووه سیاستی (سیاست انرژی هسته ای) شعارلاری چاپ ائتمه گه باشلامیشدیر. یئری گلمیشکن ایران مرکز بانکی نین بو مسئله یه داییر شکیل ایله وئردیگی معلوماتی نین بیر بؤلومونه گؤز گزدیرمک پیس اولمز دئیه دوشونوروک:”

“” مشخصات پشت اسکناس : -نقشه کشور جمهوری اسلامی ایران که درآن یکی از سخنان گهربار پیامبر اعظم (ص) بدین مضمون چاپ گردیده است:

> دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس بر آن دست خواهند یافت<.

روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران"(2).

اوسته حضرت محمده آدرئسلنمیش ایفاده فارس شعوبیه چیلری و راسیستلری طرفیندن دوزلدیلمیش بیر جعل حدیث اولمالیدیر.

بو دئدیکلریمیزه داییر محمدبن اسماعیل البخاری "امام المحدثین" لقبی ایله ایسلام عالمینده تانینمیش و 600،000 حدیثدن 9999 حدیثی سئچه رک اونلاری"الصحیح" آدلی کیتابیندا 7397 حدیثی تیکرارلی، 2602 حدیثی تیکرارسیز اولاراق کیتاب حالینا گتیرمیشدیر(3). "الصحیح" آدلی اثرده حضرت محمده نیسبت وئریلمیش بوتون حدیثلر کامیل بیچیمده اورتایا قویولموشلار. دئمک، حضرت محمده فارسلیق اوزره حدیث نیسبت وئرن ذات عالیلر بو ایددعا ائتدیکلری حدیثین "الصحیح" آدلی کیتابدا اولدوغونو ثابت ائتمه لیدیرلر. عکس حالدا حضرت محمده نیسبت وئردیکلری یالان ایجتماعیتین گؤزونو بویاماز گؤرونور. بو کیتاب بوتون مسلمان عالیملری طرفیندن قبوللوق گؤرموش بیر کیتابدیر. سنی عالیملرینه گؤره حضرت محمدین دئدیکلری اوزره "قرآن مجید"دن سونرا "الصحیح" ایکینجی اهمیتلی و اینانیلاجاق کیتابدیر. البخاری نین یازدیغینا گؤره او بو کیتابی مسجد الحرامدا (مککه ده) کیتاب حالینا گتیرمیش و هر حدیثی اوچون ده 2 ریکعت نماز قیلمیش و اللها حدیثین دوغرو اولدوغونا داییر ایستیخاره ائده رک یقینی اولدوقدان سونرا حدیثی کیتابیندا ثبت ائتمیشدیر. صحبت فارس شعوبیه چیلری نین حدیثلردن گئدرکن قایناغی بللی و ایکی کیتابدا چاپ اولموش بیر حدیثی "فارس دیلی" اوزره اوخویاجاییق. ایلک اولاراق بو حدیثین بیرینجی مؤالیفی الحسین بن حمدان الخصیبی (334 ه. ق. لبناندا اؤلموش) و ایکینجی مؤالیفی ملا محمد باقر علامه مجلسی اولدوقلارینی بیلدیرمک ایستردیک(4). ایندیسه حدیثین ایلک اولاراق اورجینالینی و سونرا راحات خالق ایجتماعیتی و فارس شعوبیه چیلری ده باشا دوشمکلری اوچون فارسچاسینی سرگیله مک ایستردیک:

عربچه: "عن أبي الحواري عن عبد الله بن محمد بن فارس بن ماهويه عن اسماعيل بن علي النهرواني ، عن ماهان الأبلي ، عن المفضل بن عمر الجعفي عن الصادق ( عليه السلام ) ان أمير المؤمنين كان حوله من جهة الأنبار في بني مخزوم ، وان انسانا منهم أتاه فقال له يا خالي ان صاحبي وتربي مات ضالا وأني عليه لحزين ، قال أمير المؤمنين ( عليه السلام ) : اتحب أن تراه ؟ قال : نعم ، قال : فلبس بردة رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) وخرج معه الى أن اتى الى قبر ، فركض برجله القبر فخرج الرجل من قبره وهو يقول : ويله وبيه سلان ، فقال له اخوه المخزومي : أولم تمت وانت رجل من العرب ؟ قال كنا على سنة ابي بكر وعمر في العربية ، ونحن اليوم على سنة الفرس فليست ألسنتنا على دين الله بالعربية فقال له أمير المؤمنين ( عليه السلام ) : ارجع الى مضجعك وانصرف المخزومي معه فكان هذا من دلائله ( عليه السلام )"(5).

فارسچا ترجومه سی:

- “…. شخصی از طایفه بنی محزوم نزد امام علی آمد و گفت:

یکی از بستگان من به جهالت زیست و مرد، از حال او نگرانم.
حضرت پرسید آیا دوست داری او را ببینی؟
گفت : بلی.
آن مرد با حضرت علی بر سر مزار آمدند حضرت علی پایش را بر قبر زد و مرد از مزار خود خارج شد و شروع کرد به زبان فارسی سخن گفتن.
حضرت پرسید: - مگر تو هنگام مرگ یک مرد عرب نبودی؟
گفت چرا؟ لیکن من از ابوبکر و عمر تبعیت کردم به همین جهت بعد از مرگ زبانم تغییر یافت”.
اوسته کی حدیثه (شیعه لیک آدینا حضرت علی نیسبت وئریلن حدیثه) گؤره شیعه اولمایان مسلمانلار دا شیعه اولمادیقلاری اوچون جهّنمه مه گئتمه لیدیرلر. دئمک، آچیق سؤزله دئییلیرسه، عرب دیللی شیعه اولمایانلار دا اؤلدوکلریندن سونرا فارس دیللی و جهّنم اهلی ساییلمالیدیرلار (اسلامی روایتلره گؤره قیامتده هامی عرب دیلینده مأمورلارا حئسابات وئرمه لیدیر. بئله لیکله اؤلندن سونرا بیری نین دیلی نین عربچه دن فارسچایا دگیشیلمه سی اونون جهّنم اهلی اولماسی دئمکدیر). بو حدیثه گؤره فارسچا جهّنم دیلی ساییلمالی ایمیش!!

فارس شعوبیه چیلری و شیعه لیک آدینا ایسلامیتی سیاسته قوربان وئرمک ایسته گنلرین کسیشدیگی (اورتاق اولدوقلاری) نوقطالار مارکسیستلرین تئوریلرینه اساسن “هدف وسیله نی توجیه ائدر” تئزینی وورقولاماقدان عیبارتدیر. بو تئوریه اساسن هر شئی هدف اوچون اولمالیدیر.

دئمک، فارس شعوبیه چیلری عربلری سلطنتدن ایندیرمک اوچون دینی سیاسته قوربان ائدیردیلرسه، شیعه لیک آدینا بعضی سئکتاریستلر ده ایسلامیتی قوربان وئرمک ایسته میش مقامدا یئر آلمیشلار. بو مسئله نی آیت الله هاشمی رفسنجانی دا یوموشاق بیچیمده وورقولامیش. او شعوبیه یئرینه موالی ایفاده سیندن فایدالانماغا چالیشمیشدیر (1). فارس شعوبیه چیلیگی و شیعه لیک آدینا سئکتاریستلیک گؤروشلر بوگون ایران ممالیکی محروسه سینده بیرلشدیگینی نظره آلارساق، بعضی لرین ایفاده ائتدیکلری “شیعه و فارس زبان بودن نشان بارز ایرانی بودن” مسئله سی اورتایا قویولموش اولار. بوگون “فارس شعوبیه چیلیگی” آشاغیداکی قوللارا بؤلونور

جبهه ملی، حزب پرگهر، حزب ملت ایران (فارس)
نهضت آزادی، ملی و مذهبیها و مجاهدین خلق
انجمن حجتیه.
بیلیندیگی کیمی اوسته کی قوروپلارین فیکیر نماینده لری موختلیف آدلار آلتیندا فارس ایداره اورگانلاریندا و حاکیمیت داییره لرینده ایشه مشغولدورلار. بئله لیکله فارس اولمایان ائتنوسلار (تورک، عرب، کورد، بلوچ، تورکمن، لور، گیلک، تالیش و ساییره لرین) اؤزلرینی درک ائتمه دیکلری تقدیرده اؤزلرینی بو راسیستلر و سئکتاریستلرین قارشیسیندا قوروماقلاری گئرچکدن ده اولدوقجا چتیندیر. یئری گلمیشکن دئییلمه لیدیر: ایران ممالیکی محروسه سی نین اکثریتی شیعه اولدوقلارینا باخمایاراق فارسلار بو ممالیکی محروسه ده آزلیق تشکیل ائدرلر (6). بونلارا باخمایاراق ایران ممالیکی محروسه سینده 1925 اینجی ایلدن بری فارسلیق سیاستی یئریدیلمکده دیر. بو فارس دا ایجتماعیتی نین اوز قاراسیدیر.

قایناقلار:

علی اکبر هاشمی رفسنجانی: صفویه معلول حضور شیعه در ایران بود، نه علت آن:
http://www.inet.ir/?lang=fa&page=showbody_news&row_id=745 و یا: http://www.zoom.ir/?lang=fa&page=showbody_news&row_id=745

2 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، انتشار اسکناس پنجاه هزار ریالی:

http://www.cbi.ir/showitem/3540.aspx

ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری 194 ایلینده بخارا شهرینده (اورتا آسیادا) دونیایا گؤز آچدی، اوشاقلیقدا آتاسینی الدن وئره رک آناسی کؤمگی ایله بؤیودو. 10 یاشیندا حدیث ازبرلمگه باشلایاراق 16 یاشیندا آناسی و قارداشی ایله مککه یه مهاجرت ائتدی. 6 ایل مککه و مدینه ده یاشادی. بو ایللرده دینی زمینه ده عئلم اؤیرنمگه چالیشدی. او حدیث توپلاماق و عئلم اؤیرنمک اوچون شام، میصیر، الجزاییر، بغداد، بصره یه و خراسانا گزیلر (سفرلر) دوزنله دی. نیشاپوردا اولارکن محمدبن یحیی دهلی ایله آرالاریندا فیکیر آیریلیغی اورتایا چیخدی. بخاری چوخلو عئلمی چالیشمالاردان و گزی (سفر) لردن سونرا دوغما شهری بخارایا گئری دؤندو. بخارانین والیسی خالد بن احمد زمینو ایله البخاری آرالاریندا اولان اختلافلاردان یانا او سمرقند شهرینه سورگون ائدیله رک 62 یاشیندا 256 ه. ق. تاریخینده دونیاسینی دگیشدی (باخ: هدی الساری، مقدمؤ فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، دارالمعرفة، ص 478 و 494). البخاری 18 کتابین یازاری ایدی. اونلارین داها اؤنملیسی “الجامع الصحیح البخاری” آدلی کیتابدیر. باشقا کیتابلار بونلاردیر: التاریخ الكبیر، التاریخ الأوسط، التاریخ الصغیر، خلق أفعال العباد، الضعفاء الكبیر، أسامی الصحابة، المبسوط، المسند الكبیر، الضعفاء الصغیر، و مختصر من تاریخ النبی(ص) و ساییره.
4 محمدباقر مجلسی، محمدتقی اوغلو 1037 ه. ق. تاریخینده دونیایا گؤز آچدی. سلفلری بئشینجی عصر ه. ق. تاریخیندن شیعه مذهبینی قبول ائتمیش. مجلسی 11 اینجی عصیرده شیعه عالمینده بیلگین ساییلیرمیش. صفویلر عصرینده علامه مجلسی دینی عئلمین یانی سیرا سیاست زمینه سینده ده فعال اولماغا چالیشمیش. 1090 ه. ق. شئیخ الاسلام پوستونا یوکسلمیش، صوفیلر و دربارداکی کشیشلر علیهینه مباریزه آپارمیش. سلطان حسین صفویدن چاخیر ایچگیلری نین و قوشبازلیغین قاداغان اولماسینی ایسته میش. مجلسی آشاغیداکی کیتابلاری تألیف ائتمیش:

حق الیقین، عین الحیاة، حلیة المتٌقین و حیات القلوب. اؤنملی کیتابی “بحار الانوار” آدلانیر. علامه مجلسی رمضان آیی نین 27 سی 1110 ه. ق. ایلینده شاه سلطان حسین زامانیندا 73 یاشیندا ایصفهان شهرینده دونیاسینی دگیشه رک باباسی نین مزاری یانیندا “بقعه مجلسی” دئییلن مکاندا تورپاغا وئریلدی.

5 الحسین بن حمدان الخصیبی، الهداية الكبرى (به عنوان شاخص غلات شیعه)، صحیفه 159، یازیلمیش 334 ه. ق.، چاپ بیروت (لبنان)، 1991 میلاد. و باخینیز اوصول کافی علامه مجلسی

6 ایرانداکی دیللر: Languages of Iran: :

http://www.ethnologue.com/show_country.asp?name=Iran

20.03.2007

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 6:53  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

اوشاقلاریمیزین ،غریبلیگی شعریندن بللی دیر
علی محمد بیانی

بو گونلر هریانا باخیرام و هر ساحه نی آراشدیریرام، عجبا اورادا بیر بوشلوق و نیسگیل گؤرورم .دیلیمیزی، ادبیاتیمیزی و اوسطوره لریمیزی دئییرم ها!

هله تاریخیمیز، موسیقیمیز، اسگی آبیده لریمیز و مدرن وملی دوشونجه لریمیز قالسین.

نیسگیللی و یاندیریجی ساحه لرین ان اونودولموشو اوشاق ادبیاتی ساحه سی دیر؛بو ساحه بیزیم «آشیل دابانی» میزدیر.بیزیم کؤکؤموزدور و نه یاخشی بیلیبلر بیزی هارادان قوروتسونلار.

ایندی گئجه به گوندوز سئچیلمیش موسیقی لرله ،الوان چاپلی و ساحر کتابلارلا ،چئشیتلی گؤزل کارتون لارلا بومباردومان اولان اوشاقلاریمیزا نه ائتمیشیک و نه ائده بیله ریک ؟

من نئچه ایل بوندان قاباق اوشاق شعرینه چوخ فیکیرله شیردیم و بو ساحه ده چالیشماغا جان آتیردیم . سونرا بیر اوشاق شعری مجموعه سی حاضیرلادیم ؛تاسف له هله چاپ ائده بیلمه میشم !شایدده بیر نده نی اوز تنبل لیگیمدن علاوه نئچه شعر مجموعه سینین چاپدان چیخماسی دیر. زنگاندا خانم «آیلار» و اورمودا «بهرام اسدی»و«رامین بیگدلی »جنابلاری اوشاق شعری یازیب و کتاب یایدیلار؛بو ایش چوخ افتخارلی و سئویندیریجی اولدو. البته آیریلاری دا اوشاق شعری یایدیلار ، اونلاریندا اللری آغریماسین.

آمما دئمه لی یم اوشاق شعرینده هم مضمون ،هم آخیجیلیق باره سینده بؤیوک چتینلیک له قارشیلاشمیشیق.عمومیت له اوشاق لاریمیز بئله بیر شعرلر ایله قونوشا بیلمه ییرلر. او شعرلرین دیلی اوشاق دیلی دگیل؛ثانیا وزن و اوندا آخیجیلیق یوخدور .!اوشاقلار بو شعرلرایله گؤروشنده ائله بیل «امیر علیشیرنوائی »نین جوغاتایی شعرلرینی اوخویورلار!سیزین نظریزه بئله بیر شعرلر نه قدر اوشاقلاری آنا دیلیمیزه ماراقلاندیرا بیلر؟!

ایکی ایل بوندان قاباق اوغلوم «مهد کودک»! دن بیر شعر اؤرگه نیب گلمیشدی ؛اونو هوس _هووس له منه اوخویارکن ؛عجیبه بیر شعرله قاشیلاشدیم.عؤمرومده هئچ بیر کیمسه دن بئله آخیجی بیر شعر اؤزوده اوشاق شعری ائشیتمه میشدیم.

بو شعرین شاعری منه بللی دگیل؛ آمما منجه اونون «زنگان»لی اولماسی حتمی دیر.شاعرین شعرینده زنگان لهجه سی گؤرسه نیر.بیلمیرم بلکه ده بو شعر خالق ایچینده یارانیب دیر!آنجاق منجه بو شعرین بیر اوخومدا ذهنه اوتورماسی اونونون دیرلی و قالارغی اولماسینا دلیل دیر.آرتیرمالی یام بو شعرده موسیقی گؤزللیگیندن علاوه اوندا درین اؤیره تیم{آموزش}مساله سی واردیر.

بو سیز بو دا او شعر:

«هر اوشاق غذا یئیر

آناسی اونا دئیر

ای منیم گؤزل بالام

من گرک یادان سالام

دیشلرین مسواک ائله

غذالاردان پاک ائله

دیش گرک سارالمییا

دیبلری قارالمییا»

http://bayrambayani84.blogfa.com/
www.yenises.org

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 6:52  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

   شعبان آیئن اون بئشی موبارک اؤلسون

   شعبان آیئن اون بئشی موبارک اؤلسون

   شعبان آیئن اون بئشی موبارک اؤلسون

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 6:10  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

پيوند حق بشرى آموزش و پرورش با حق آموزش به زبان مادرى
كيواندخت قهارى

۲۱ فوريه روز جهانى زبان مادرى است. سازمان كمك به كودكان تردزوم terre des hommes (سرزمين انسانها) همگان را، دولتها و شهروندان جهان را فراخوانده است كه اهميت بيشترى به تدريس زبان مادرى در مدارس بدهند.

تصور كنيد كودكى هستيد ۶ ساله، در خانه و محله هميشه فقط فارسى شنيده‌ايد و فقط به فارسى حرف زده‌ايد و در روز اول مدرسه و روزهاى پس از آن به زبانى با شما سخن بگويند كه به هيچ وجه نفهميد. محيط مدرسه برايتان بيگانه است، زبان بيگانه هم بر آن افزوده شده است، رابطه شما با اين محيط جديد به سختى برقرار مى‌شود، در دلتان ترس خانه مى‌كند. و اين احساس و وضعيت ميليونها كودكى است در جهان كه از آموختن درس به زبان مادريشان محرومند. در ايران نيز ميليونها نفر با وجود آنكه زبان مادريشان نه فارسى، بلكه براى نمونه عربى، آذرى، تركمنى و بلوچى است، مجبورند در مدرسه به فارسی درس بياموزند. به مدرسه مى‌روند شوكه مى‌شوند، چون نمى‌فهمند كه معلم در كلاس چه مى‌گويد.

ناصر بله‌ديى، شهروند بلوچى مى‌گويد: ”من كلاس اول بود كه باصطلاح وارد جايى شدم، مدرسه، كه آنجا زبان فارسى صحبت مى‌كردند. برايم خيلى مشكل بود، درك چيزى، فهميدن چيزى كه معلم می‌گويد.“

حافظ ماهين، شهروند آذرى مى‌گويد: ”من فكر مى‌كنم كه تقريبا براى همه كسانى كه زبان ديگرى را در مدرسه در سن ۶–۷ سالگى ياد مى‌گيرند، احساس مشتركى وجود دارد. آنهم احساس غريبى است كه چيزى كه تا كنون در خانه وجود نداشته براى اولين بار. به هر حال كسى كه به مدرسه مى‌رود به محيطى غريبه وارد مى‌شود. علاوه بر اين زبانى كه استفاده می‌شود اصلا قابل فهم نيست. براى همين فشار زيادى مى‌آيد روى بچه‌ها.“

جوما بورش، شهروند تركمن مى‌گويد:”در وهله اول من هيچگونه تصورى از مدرسه و زبان و اينها نداشتم. فكر مى‌كردم كه در آنجا هم به همان زبان مادرى صحبت مى‌شود، نوشته مى‌شود. وارد كلاس كه شدم مدير مدرسه كه اولين معلمان بود خودش هم تركمن بود، ديگر تركمنى صحبت نمى‌كرد و شروع كرد به فارسى صحبت كردن. اصلا نمى‌فهميدم در مورد چه موضوعى ايشان دارند صحبت مى‌كنند. اسمها را پشت سر هم مى‌برد كه من هم نمى‌دانستم اين چه هست. در واقع ايشان حضور و غياب مى‌كردند. نوبت من كه شده بود من اصلا دست بلند نكردم، چون نمى‌فهميدم كه اين حضور و غياب است. كه در نتيجه من كه در كلاس حضور داشتم به عنوان غايب محسوب شده بودم.“

بيگانگى و ترسى كه در دل كودكان ايجاد مى‌شود در بسيارى موارد منجر به بيزارى از كلاس درس و مدرسه‌گريزى مى‌گردد. پدر و مادر يا معلمان و مديران براى بازگرداندن شاگرد گريزان چه بسا به حربه خشونت متوسل مى‌شوند:

جوما بورش، شهروند تركمن: ”فشار بزرگى بود و من هم درواقع اعتراض كردم پيش پدر و مادرم كه نمى‌خواستم بروم هيچگونه علاقه‌اى به مدرسه نداشتم. يك نوع شكنجه بود برايم كه هر روز بايد آنجا مى‌نشستم و يك سرى حرفها را گوش مى‌كردم كه متوجه نمى‌شدم. به هر طريق با كتك مرا وادار كردند كه به مدرسه ادامه بدهم.“

ناصر بله‌ديى، شهروند بلوچى: ” بعنوان يك بچه ۶–۷ ساله يادم است كه معمولا از سر كلاس فرار مى‌كردم. يعنى اين عادت شده بود براى من. و معمولا هم يكى دنبالم ميامد تا بيايم سر كلاس بنشينم. چون اصلا هيچ چيز نمى‌فهميدم كه معلم چه مى‌گويد. به همين دليل هم چند دفعه معلم مرا فلك كرد. با اينكه ۶–۷ سالم بود.“

ماده بيست و ششم اعلاميه جهانى حقوق بشر مى‌گويد: ”هر كس حق دارد از آموزش و پرورش بهره‌مند شود. آموزش و پرورش بايد طورى هدايت شود كه شخصيت انسانى هر كس را بحد اكمل رشد آن برساند.“

اما محروم كردن كودكان از يادگيرى زبان مادرى‌شان در مدارس به معناى آن است كه بر سر راه رشد شخصيت آنها سنگ‌اندازى شود. سازمان مدافع حقوق كودكان تردزوم در اطلاعيه مطبوعاتى‌اى كه به مناسبت روز جهانى زبان مادرى منتشر كرده تاكيد مى‌كند بر اينكه ”تدريس زبان مادرى باعث رشد تواناييهاى كودك براى شناخت اشيا و جهان مى‌شود“.

دكتر پتر استراك، سخنگوى مطبوعاتى اين سازمان، در اين باره چنين توضيح مى‌دهد:

” ما در پروژه‌هايى كه داريم مى‌بينيم كه كودكانى كه در مدرسه زبان مادرى خود را ياد مى‌گيرند در مراحل بعدى تحصيل و همچنين در حوزه‌هاى ديگر موفق‌تر هستند. اين بخاطر اين است كه يادگيرى با فهم در ارتباط است و فهم موقعى امكان پذير است كه آدم با چيزها بطور منزوى يا درهم‌برهم روبرو نشود، بلكه رابطه آنها با يكديگر را درك كند و آن هم در درجه نخست در متن فرهنگ خودش، چون ساده‌تر است. هر زبانى منطق خودش را دارد، هر واژه‌اى هم معناى خودش را دارد و كودكان واژه‌اى كه از زبان مادريشان باشد را بهتر مى‌شناسند و بدين خاطر يادگيرى دوره آغازين مدرسه موثرتر است و اين بر زندگی آينده كودك هم تاثير ميگذارد، يعنى موقعى كه بايد موضوع‌هاى جديد و ناآشنا را ياد گرفت تا بتوان با جهان آشنا شد.“

آينده كودك از همان دوره مدرسه ابتدايى رقم مى‌خورد. ايرانيانى كه در خانواد‌ه‌هاى غير فارس بدنيا آمده و در مدرسه تنها فارسى آموخته‌اند، مى‌دانند كه چگونه زندگى خودشان و نيز بسيارى از هم‌زبانانشان با دشوارى روبرو بوده است. تنها شمار كمى از جوانان خانواده‌هاى عرب يا بلوچ به دوره تحصيل دانشگاهى مى‌رسند، چون رقابت با فارس‌زبانان در كنكور دانشگاهى كه به زبان فارسى است كار آسانى نيست. عدم تسلط كامل به زبان فارسى براى بسيارى نه تنها در دوره تحصيل بلكه در حوزه‌هاى ديگر نيز مشكل‌زاست. از جمله اينكه بسيار پيش می‌آيد كه اين شهروندان در دادگاهها نمى‌توانند بخوبى از خود دفاع كنند.

براى آنان كه اين فشارها را تجربه كرده‌اند گاه درك ناشدنى است كه چرا سياستمداران ايران كودكان را محروم از آموختن زبان مادريشان در مدارس كرده‌اند. جوما بورش ميپرسد:

”مسلم است كه در مورد ما حق‌كشى شد و شانس بزرگى را از ما گرفتند. نمى‌دانم كه حاكمين اين را براى چه پياده كردند. اين نه براى آنها نتيجه‌اى را در برداشت نه براى ما.“

و پاسخ دكتر پتر استراك از تردزوم به اين پرسش چنين است:

”پشت سر كشمكش با اقليتها اغلب مشكل بوجود آوردن دولت ملت بوده است. كشورهايى كه زير فشار استعمارگران و قدرتهاى خارجى هستند در تلاششان براى آنكه قوي باشند در درون كشور فشار اعمال مى‌كنند. چون توجه نمی‌كنند كه در حقيقت كثرت در كشورشان بزرگترين نيروى بالقوه براي قدرت آنهاست و اينكه فرهنگهاى گوناگون در يك كشور می‌توانند متقابلا همديگر را بارآور كنند. وقتى به كثرت به عنوان گنجينه و ثروت نگاه كنند مى‌توانند در برابر قدرتهاى خارجى‌اى كه مى‌خواهند آنها را به زور مثل خودشان كنند، مقاومت كنند.“

داستانى كه در ايران از زمان رضا شاه پهلوى آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.

دویچه وله
www.yenises.org

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 6:7  يازان قوشاچاي بالاسي   | 

 

قاضی برهان الدین

 

قاضی برهان الدین در قرن 14 میلادی در اناطولی شرقی (سیواس) قاضی و امیر بود و در جنگ با اق قویونلوها کشته شد(1344-1398) قاضی از قبیله سالور بود و به سه زبان عربی و فارسی و ترکی شعر میگفت.دیوان ترکی وی در ترکیه و آذربایجان چاپ شده و شامل 1500 غزل،20 رباعی و 119 تُویوق است.

ُتویوق دوبیتی شبیه رباعی است و به وزن عروضی فاعلاتن فاعلاتن فاعلن.مضامین آن بیشتر فلسفی و عرفانی است.این نوع شعر ترکی را اولین بار قاضی برهان الدین سروده است.ُتویوق 11 هجائی است و به قوشمای ترکی نزدیک است .زبان شعر قاضی برهان الدین ترکی آذربایجانی است و از اینجهت در تاریخ ادبیات ترک جزو شعرای آذری قرار میگیرد.اشعارش از دو منبع الهام میگرفت یکی فولکلور خلق ترک و دیگری ادبیات فارسی و عربی.برای نمونه یک تویوق از این شاعر نقل میشود:

 

گل اول اولا بلبلو نو گؤز لیه 

شاه اول اولا بیر قولو نو گؤزلیه

خوب آنا دئیه م کی همدم ایچنده

بلبلو نون غلغلو نو گؤزلیه

 

ترجمه:

گل آن است که در فکر بلبلش باشد/شاه آنست که در فکر غلامش باشد/خوب به کسی گویم که در میان همدمان/در فکر جوشش بلبلش باشد.

 

منبع:سیری در لهجه های ترکی .

 

                        http://yeni.persianblog.com

 

 

+ یازیلمیش چهارشنبه هفتم شهریور 1386 6:6  يازان قوشاچاي بالاسي   |